مرد سالاري، ظلم مردها بر عليه زن ها نيست، بلکه محصول تحول زندگي اجتماعي انسان است. مردها اين سالار بودن را به زور سرنيزه به دست نياوردند، تا زن ها بتوانند به زور سرنيزه از آنها بازستانند. اين سالار بودن به آنها تفوِض شد؛ نه به عنوان اينکه برترند، بلکه به خاطر اينکه ، با توجه به شرايط و مقتضيات زمانی و مکانی ، نقش هايی ارائه گرديد که آنها را سالار گرداند.
کبري نيک بخت:
آقاي کاظمي! مي شه بگيد سالار بودن از جانب چه کساني به مردها اعطا شده ؟؟؟
به خاطر اينکه مي توانند ؟يا زن ها نمي توانند؟!!!
مرضيه جعفري:
سلام آقاي فرامرزي!
حرف هاي شما هم ناشي از تفکرات مردسالارانه شماست!!!
اگر سالار بودن را دليل بر برتر بودن بدانيد، حرفتان درست است. من معتقدم که مقتضيات هر جامعه براي هر جنس، نقش هاي مشخصي را تعريف مي کند که مي تواند سالار بودن يا نبودن يک جنس را تعيين کند. در کمون اوليه، اصلا سالار بودن وجود نداشت. هر دو جنس برابر بودند. در زماني که بشر به گردآوري خوراک و شکار حيوانات پرداخت و ازدواج گروهي بود،، با توجه به مشخص نبودن نياي پدري و مقتضيات زندگي و معيشتي، زن سالاري و مادر تباري حاکم بود . پديده اي که مالينوفسکي در جامعه تروبرياند مشاهده کرده است. به تدريج با پيدايش تکنولوژي، چند همسري(چند زني؛ که اين هم تابع مقتضيات هر جامعه است) و تک همسري و نقش دو جنس در به کارگيري آن ، نقش مردها پررنگ تر گرديد و مردسالاري نمود بيشتري پيدا کرد. البته در اين دوران هم نمونه هايي از زن سالاري را مي بينيم که در جوامع کشاورزي به واسطه نقش موثر زنان ، بيشتر مشاهده مي شود و نمونه هاي آن را در بعضي از نقاط ايران مي بينيم که مراسم “زن شاهي آب اسک لاريجان” جلوه اي از آن را به ما نشان مي دهد. اکنون به واسطه تحصيلات و اشتغال زنان، نقش زنان پررنگ تر شده و تا حدودي از سالار بودن مردان کاسته است . و شايد در آينده با توجه به مقتضيات تکنولوژيکي و دسترسي به منابع، حاکميت از آن زنان باشد. پس مي بينيم در هيچ دوره اي، زن و مرد بر يکديگر برتري نداشته اند، بلکه زمينه هاي ايجاد شده براي نقش آفريني ، جايگاه آنان را تعيين مي کرد. همان طور که در يک زمين شاليزاري اگر يک پزشک و کشاورز باشند، کشاورز نقش آفريني مي کند و در مطب، پزشک. بنابراين ، تا مقتضيات فرهنگي، تکنولوژيکي و معيشتي در طول زمان تغيير نکند، انتظار تساوي نقش ها و حتي حقوق برآورده نخواهد شد.
فکر مي کنم مشخص شده است که چه کسي سالار بودن را به مردان اعطا کرده است؛ جامعه و ويژگي هاي فرهنگي ، تکنولوژيکي، معيشتي و …
اما يک سوال از شما دختران فرهيخته و فمينيست ها دارم و آن اينکه : چرا در زماني که مردها(هم در جوامع شرقي و هم در جوامع غربي) ابهت، اقتدار، متانت، زيبايي و شخصيت خود را با بيشتر پوشيده بودن (کت و شلوار، يقه بسته، کراوات و…) نشان مي دهند، زن ها(حتي در رده هاي بالاي جامعه) زيبايي متانت و بزرگي خود را در برهنه تر بودن مي بينندو جوامع شرقي هم مانند جوامع غربي به آن سمت مي رود و يا حداقل مي توانيم بگوييم که اکثر زنان جهان اين گونه شده اند و مي شوند؟ اگر اين چنين اختلاف طبيعي بين زنان و مردان است، آيا اين امر، نبايد در جاهاي ديگر خودش را به صورتي نشان بدهد که تصور مرد سالاري مي رود؟
منتظر نظراتتان در اين وبلاگ ، وبلاگم ، وبلاگتان و ايميلام هستم . همچنين خانم نيک بخت شماره تلفنم را دارند که ديگران مي توانند از ايشان بگيرند و تلفني بحث نماييم.
موفق و پايدار باشيد!
مربوط به موضوع های: انسان شناسي | بر چسب ها: مردسالاری، زن سالاری، کشاورزی
سلام. خسته نباشید.
ممنون که به من سر زدین.
از مطلب ارزشمندتون استفاده کردم.
جوامع بشری گاه درگیر زن سالاری و خدایان مونث و گاه درگیر مردسالاری و خدایان مذکر بوده اند…. من فکر می کنم این سیر نه به صورت تبدیل گاه به گاه مردسالاری و زن سالاری در جوامع بلکه به صورت یک نوع رهایی از جنسیت و جنس پرستی تغییر کند. هرچند این ممکنه قرن ها طول بکشه. همون طور که ما هنوز کاملا نتونستیم خدای عاری از جنسیت رو بپذیریم…
و در مورد حجاب
این برهنه ستایی امروز فرهنگیه که نه در شرق و نه در غرب ریشه داره. زنان در طول تاریخ (و البته مردان) همواره پوشیده بودن (البته در جوامع متمدن نه در قبایل ابتدایی) و نسبت به حجاب متوسط عوام زنان اشارفی و درباری حجاب بیشتری داشتن.
این امر نه به فرهنگ جوامع انسانی که به سیاست های امروزی بر می گرده که همه چیز را در خدمت سکس و سکس را در خدمت ثروت و ثروت را در خدمت قدرت داده.
امید وارم اظهار نظر بنده جسارت نباشه شما خودتون استادین و این صرفا برای شرکت در بحث بود.
آدرس وبلاگ جدید رو از این جا باز کنین.
منم با کمال افتخار شما رو به پیوند ها اضافه می کنم.
بی آک زی.
تحلیل جالبی بود . منتظر مطالب تحلیلی دیگرتان هستم.
ممنون از تفکرتتان
باعرض سلام آقای فرامرزی این کاری که انجام دادید که با یک دید مردمی وانسان گرایانه به این موضوع نگاه کردید و به بررسی موضوعات مهمی از این قبیل پرداختید خیلی خوب است انشا الآه موفق باشید