درآمدی بر انسان شناسی کاربردی

                                   Go to fullsize image

علم “انسان شناسی”، زاییده رویدادها و فعالیت های زیر می باشد:

1- مسافرت سیاحان و جهانگردان به جوامع ابتدایی و نگارش مشاهدات شخصی؛

2- حضور استعمارگران در جوامع ابتدایی و مطالعه روی آداب و رسوم آنها ،به دلیل متفاوت بودن آداب و رسوم جوامع ابتدایی با آداب و رسوم مطالعه کنندگان و عجیب بودن آن، و یا برای جاوگیری از تنش های و شورش های مردمان بومی؛

3- حضور مبلغان مذهبی در جوامع ابتدایی و نگارش مشاهدات شخصی؛

4- مطالعه و تحلیل داده های مردم نگارانه و کشف قوانین حاکم بر جوامع انسان توسط پژوهشگران.

     علم انسان شناسی به هر علتی به وجود آمده باشد، اکنون در دو حوزه فعالیت می نماید:

1- انسان شناسی نظری: در این بخش ، انسان شناسی می کوشد تا با مطالعه جوامع و داده های موجود ،به مطالعه سرشت انسانی و قوانین و سنت های حاکم بر آن بپردازد و علت تنوع رفتارها، مناسک و شیوه های زندگی را بشناسد و رهیافت های نوینی از زندگی بشری را کشف نماید.

2- انسان شناسی کاربردی: در این بخش، تلاش انسان شناسی بر آن است که با رهیافت های انسان شناسی برای بهبود جوامع انسانی و زندگی بشری ، تغییراتی را ایجاد نماید ، از ایجاد تغییر در جامعه جلوگیری کند و یا در سرعت تغییر تعدیل ایجادنموده و یا آن را شدت بخشد. جورج فاستر نیزاین نوع نگرش و فعالیت را “انسان شناسی کاربردی” می نامد.

     اکنون که “انسان شناسی”، گستره مطالعه خود را از جوامع ابتدایی به شهرها و زندگی مدرن نیز توسعه داده است ، در کشورهای پیشرفته، علم انسان شناسی علاوه بر مطالعه جوامع ابتدایی ، محور مطالعاتش را روی جوامع شهری قرار داده است، ولی متاسفانه در کشورهای در حال توسعه و از جمله ایران، انسان شناسی هنوز مشغول یافته های مردم شناسان دهه های گذشته در جوامع ابتدایی است و انسان شناسان در مطالعاتشان نه تنها به زندگی شهری، کمتر توجه نشان می دهند، که حتی مطالعات جوامع سنتی آنها نیز روی جوامع آفریقایی، بومیان استرالیا، سرخپوستان آمریکا و… می باشد. در نتیجه ، اطلاعات دانشجوی انسان شناسی در خصوص جوامع مذکور ، بیشتر از اقوام لر، کرد، بلوچ ، کولی ها ، روستاییان و عشایر این سرزمین است، و در نهایت، دانشی دارد که بیشتر “فانتزی” است تا کاربردی! و جذابیت آن در بیان آداب و رسوم (به نظر مخاطبان) عجیب و غریب جوامع دیگر است.

     حتی آنها که روی “انسان شناسی کاربردی” کار کرده اند و در صدد توسعه این بخش از انسان شناسی می باشند، کاربرد انسان شناسی را در جوامع غربی می بینند و مصداق هایشان آن طرف آب است و هنوز موفق نشده اند این علم را بومی سازی نمایند؛ چه در بخش نظری و چه در بخش کاربردی!

      خوشبختانه در سال های اخیر،به “انسان شناسی کاربردی” در مجامع علمی و دانشگاهی توجه شده است و در پنجم اسفند 1385 خانم دکتر” محدثه محب حسینی”، بحث “انسان شناسی کاربردی” را در انجمن انسان شناسی ایران ارائه نمودند.همچنین،  واحد درسی “انسان شناسی کاربردی” به دروس مردم شناسی  در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران اضافه گردیده است و انتظار می رود این واحد نیز گرفتار تئوری ها و مثال های غیر بومی نشود و بتوان با همت دانشجویان پرتلاش کاربرد این علم را در کشور نشان داد.

     به نظرتان چگونه می توان این علم را بومی ساخت؟

    مثال هایی از امکان بومی شدن انسان شناسی را در جامعه مان ذکر نمایید.

4 نظر

  1. سلام
    یک خسته نباشید بزرگ به هر دوی شما آریائی های سربلند!

    خداقوت

  2. درود بر شما استاد گرامی و همکار محترمتان

    راه اندازی وبلاگ ارزشمند و بی شک بزودی پربارتان را تبریک عرض می کنم.

  3. آقای کاظمی و خانم محتشمی خسته نباشید از دیدن این وبلاگ خیلی خوشحال شدم و این که شما در این زمینه فعالیت می کنید
    متاسفانه هنوز بسیاری ازمردم شناسان ما (بویژه فارغ اتحصیلان مقاطع کاردانی وکارشناسی)با مقوله ی مردم شناسی کاربردی آشنایی کافی ندارندواین رشته را درزمره ی علوم نظری صرف به شمار می اورند.معضلی که تاکنون بیشترین ضربه را برپیکره علم مردم شناسی وارد کرده است.
    امیدوارم با اقدام شما این مشکل تا حدودی رفع شود . خوشحال می شویم که با شما همکاری داشته باشیم موفق باشید .

  4. کار گروهی ….
    امیدوارم موفق باشین

يك پاسخ برايش بگذاريد